مهتاب2
شنبه 21 اردیبهشتماه سال 1392 ساعت 02:43 ب.ظ
ارام جان من حس عجیبی از این دو خطی که نوشتی گرفتم. ایا همه چیزو تموم کردی؟
کاری که نباید شروع می شد رو تموم کردم .
مهتاب2
شنبه 21 اردیبهشتماه سال 1392 ساعت 02:58 ب.ظ
عزیزم برات خوشحالم. میدونی این جمله رو چند وقت پیش خوندم خیلی خوشم اومد: با عشق زمان فراموش میشود وبا زمان عشق...... امیدوارم یه روزی همه ی چیزهایی که تجربه کردی و از یاد اوریشون بین خوشحالی و غم سیر میکردی رو فراموش کنی.
ممنون مهتاب سخت می گذره ولی میدونم از پسش بر میام.
چه غمگین و دردناک
امیدوارم دیگه غم نبینی
ممنون
امیدوارم شما هم شاد باشید.
ارام جان من حس عجیبی از این دو خطی که نوشتی گرفتم. ایا همه چیزو تموم کردی؟
کاری که نباید شروع می شد رو تموم کردم .
عزیزم برات خوشحالم.
میدونی این جمله رو چند وقت پیش خوندم خیلی خوشم اومد:
با عشق زمان فراموش میشود وبا زمان عشق......
امیدوارم یه روزی همه ی چیزهایی که تجربه کردی و از یاد اوریشون بین خوشحالی و غم سیر میکردی رو فراموش کنی.
ممنون مهتاب
سخت می گذره ولی میدونم از پسش بر میام.
خوب میفهممت
آرام این چند وقت اخیر چند بار برات پیام گذاشتم تو ایمیل. هیچ وقت جواب ندادی چرا؟
بیا تعریف کن
خیلی وقته ازت خبر ندارم.
بهار هیچ پیامی ندیدم .
سلام عزیزم بعد چند وقت پست گذاشتی گلم
چی شده کاش میومدی مفصل مینوشتی که هم خودت سبک بشی و هم با خبر بشیم.
سلام
بارونی نمی خوام با یادآوریش هوایی بشم صحبت نکنم بهتره.
باشه عزیزم. درکت میکنم. اگه اینطوری راحت تری همین کار رو بکن خانمی.
عزیزم چاره ای نداشتی باید تمومش میکردی اینجوری بهتره
امیدوارم ایندفعه موفق شی